پيغام مدير : دلم گرفته است دلم گرفته است به ايوان مي روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب مي كشم چراغهاي رابطه تاريكند كسي مرا به آفتاب معرفي نخواهد كرد كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني است روي قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت زير باران غزلي خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت روز ميلا د : همان روز که عاشق شده بود مرگ با لحظه ي ميلا د برابر شد و رفت او کسي بود که از غرق شدن مي ترسيد عاقبت روي تن ابر شناور شد و رفت هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد پسري ساده که يک روز کبوتر شد و رفت
دعوت به همکاری ( سرگرمی های جالب و نرم افزار های سرگرمی )
از دوستان و هموطنانه (علاف)تقاضا میشود لطفا بر روی دکمه ی زیر کلیک نمایند.یکی از دوستانه من میخواد فقط (چند لحظه) با شما یه گپ کوتاه داشته باشه.(نظر یادتون نره ؟!؟!)